تبليغاتX
๓๓๓جیک جیک๓๓๓
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی!!
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است. بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا. 
+  نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:10  توسط فرشته  | 
دلایل و انگیزه آدمها برای ادامه تحصیل
دلایل و انگیزه آدمها برای ادامه تحصیل
+  نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:59  توسط فرشته  | 
کسب درآمد از طریق اینترنت بدون سرمایه

آموزش کسب درآمد از طریق سایت گرین هورس اسب سبز پولساز

اول از همه به خودتون و کارتون ایمان داشته باشین.

بهترین و قانونی ترین سایت درآمد زایی برای ایرانیان

 

چگونه می توان از اینترنت کسب درآمد کرد؟

  کاربران عزیز راه هایی که می شود از اینترنت کسب در آمد کرد از میلیاردها راه و روش پا فراتر گذاشته است. پس هروقت یاد تجارت الکترونیک می افتید، هیچوقت یاد از چهار پنج برنامه ی متقلب یا حالا غیر متقلب نکنید. چون تنوعکاری خیلی وسیع تر و بزرگتر از این صحبت ها است. پس اگر احیانآ دیروز ضرر کردید ربطی به امروزتان ندارد ومسلمآاگر امروز سود کردید هم ربطی به فردایتان.برای شروع اولین سوالی که در ذهن شما تداعی می شود، این است که چگونه می توان از اینترنت کسب در آمدکرد؟! در جواب باید گفت،  شما نیازبه پرداخت یک پنج ریالی هم ندارید و بدون سرمایه وارد شده اید. بعد از آموزش بدون نیاز به یک ریال سرمایه ماهی تا هشتاد هزار تومان تا هشتاد میلیون تومان کسب خواهیدکرد.فقط تنها سرمایه ی شما، هزینه ی اتصال به اینترنت و هزینه ی وقتی که گذاشته اید می باشد.(یعنی میتوان گفت درصد ضرر شما صفر است) خوب دیگر از این بهتر چه می خواهید.کاربران محترم شما بعد از شروع، توسط این وبلاگ در اینترنت شاغل شده و کسب درآمد خواهید کرد.. خوب عزیزان تنها خواهشی که از شما داریم سعی کنید دوره های آموزشی را به دقت و بدون عجله مطالعه کنید. موفقیت شما تضمینی است. چه سواد بالای شبکه ای داشته باشید چه نداشته باشید بر همه چیز مسلط خواهیدشد. فقط به یاد داشته باشید نابرده رنج گنج میسر نمی شود. اگر منتظر ایستاده اید تا خود به خود تحولی در زندگیتان ایجاد شود ضرر کرده اید. پس بلند شوید و تلاش کنید. بهترین سرمایه شما سرمایه فکری و پشتکارتان است. دیگر بیشتر از این خسته اتان نکنیم. فقط این را بدانید که تمام تلاش ما برای ارائه کاری مفید به شما عزیزان است.شما از همین الان وارد کسب در آمد از اینترنت شده اید. پس لحظه لحظه ی فرصت آموزشی که برایتان فراهم شده را غنیمت شمرید و موفق و معید باشید.  


ادامه مطلب
+  نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:47  توسط فرشته  | 
یک داستان جالب !
در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ فكركنید.
.
.شما هم یك ایرانی هستید. حدس بزنید...
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند !!!!

+  نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 23:20  توسط فرشته  | 

  RSS